رکسانا رکسانا ، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره

جوجو

رکسانا و آیسانا

شبهای رکسانا جون

1392/11/5 14:10
نویسنده : مامان جوجو
173 بازدید
اشتراک گذاری

رکسانا خانم روزها می خوابید و شبها بیدار بود . مامان جون شما دقیقاً همون ساعتهایی که تو شکم مامانی بیدار بودی و آتیش می سوزوندی بعد از بدنیا اومدنت هم همون ساعتها بیدار بودی . از همون روز اولت انقدر قشنگ چشمهات باز بود که آدم می خواست بخوردت .شب اول تو بیمارستان من از ذوق خوابم نبرد و همش بهت نگاه می کردم حتی وقتی خوابت می برد هم نمی خوابیدم و نگات می کردم . از بابایی برات بگم که اونم سر از پا نمی شناخت شب دوم هم بابایی تا صبح بیدار بود و همش باهات حرف می زد . بابایی خیلی تو این چند وقت کمک کرد و خیلی خسته شد .بابایی از ته دل بوست می کرد تازه وقتی می خواستم شیرت بدم یا جاتو عوض کنم هم بابایی کمک می کرد و می گفتم تو بخواب ولی نمی خوابید و بیدار می موند.

این عکس و بابایی ساعت 3 نیمه شب از شما گرفت . شبها بخاطر شما لوستر روشن بود .

عکس رکسانا جون ساعت 3 نیمه شب

ساعت 3 نیمه شب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به جوجو می باشد