اولین مهمانی رکسانا جون
زندایی از کربلا اومده بود و ما شام اونجا دعوت بودیم خونه دایی فرامرز.
این عکسهارو اونجا ازت گرفتیم . هر بلایی سرت می اوردیم هیچی نمیگفتی ما هم سوء استفاده کردیم.





اینجا از کارهای ما خندت گرفت

اینجا گشنت شد و می خواستی پتو تو از گشنگی بخوری

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین مهمانی رکسانا جون
