اولین مسافرت رکسانا جون
چهارشنبه 25 دی ماه بود که بابایی از روز قبلش مرخصی گرفته بود و سه شنبه رفت دفترچه بیمه شماروگرفت چهارشنبه صبح من و شما رفتیم خونه فاطمه خانم و ناهار رفتیم خونه مادر جون و بعد با مادرجون راه افتادیم به سمت بابل خونه عمو قاسم اینا مامان جون اینا هم از سمت خودشون راه افتادن . خیلی خوش گذشت فقط شب اول چون شما رو اذیت کرده بودن تا صبح ناله کردی وخوب نخوابیدی فرداش نذاشتم کسی دست بهت بزنه گفتم اذیت میشی و شب خوابت نمی بره تا شب خودم پیشت نشستم و نذاشتم اذیت شی شب هم خوب خوابیدی خداروشکر.
عکس تنهایی ازت نگرفتم این هم عکس با بابا علی که داشت باهات بازی میکرد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین مسافرت رکسانا جون
