مسافرت شیراز با رکسانا جون
رکسانا مامان سلام الهی مامان فدات بشه که دلم برات تنگ شده عزیزم چون وقت ندارم کوتاه برات می نویسم . جمعه 3 آبان من با مامانی و دوستاش رفتیم شیراز دلم نمی اومد بابایی رو تنها بزارم ولی چون شیراز نرفته بودم و خیلی دوست داشتم برم رفتم . چهارشنبه رفتم دکتر و گفت با خودت اگه میخوای بری منم با توکل به خدا رفتم با هواپیما بود و شما انقدر وروجک بازی درآوردی که نگو الهی فدات بشم که خوشت اومده بود . خلاصه من و مامانی و خانم رعنایی و خانم کیانی با هم بودیم و خیلی خوش گذشت . الان خلاصه می نویسم یادم نره بعداً مفصل برات تعریف می کنم عزیزم . بعدازظهر رسیدیم و خودمون چهارتایی رفتیم شاه چراغ و بعد رفتیم آقا سید علاالدین و خیلی دور بود و پیاده رفتی...
نویسنده :
مامان جوجو
9:06



