مسافرت عید فطر با رکسانا جون
سلام رکسانای مامان اول اینو برات بگم ، هر چند وقت یکبار هی صدات می کنم و بلند داد می زنم رکسانا مامان بعد بابایی همش ادامو در میاره و می خندیم تا می گم سری ادامو در میاره تو هم قطعاً می شنوی و می خندی . بخاطر همین حالا دیگه اول مطلبم می نویسم رکسانا مامان جیگری ماه رمضون آخراش بود که تصمیم گرفتیم بریم درده چون همه عید فطر درده میرن پارسال هم رفتیم اونجا خیلی حال داد . چهارشنبه 16 مرداد ساعت 3 بابایی از سر کارش اومد و رفت دنبال کارای ماشین و آماده شدیم تا با خاله سمانه و دایی میثم بریم ساعت 5 بود رفتیم دنبال اونا و همه با هم رفتیم اونروز همشون به جز من روزه بودن منم تو ماشین یواشکی می خوردم که رکسانا جونم گشنش نمونه الهی من فداش بشم ....
نویسنده :
مامان جوجو
14:28




