مهر ماه با رکسانا جون
رکسانا مامان سلام عزیزه دلم الهی مامان فدات بشه چند وقتی است که سرم شلوغه وقت نمی کنم بیام و برات روزانه بنویسم بخاطر همین هرچند وقت یکبار خلاصه و مفید برات می نویسم. سه شنبه 2 مهر بود که مادرجون اینا گفتن میخوان بیان خونمونو سر بزنن ما هم گفتیم شام بیان و مادرجون گفت شام درست نکنم و خودشون درست میکنند من هم رفتم خونه فقط وسایلو آماده کردم تا اومدن مادرجون سالاد درست کرد و عمه فاطمه پیاز و سیب زمینی رو درست کرد و برای شام ماکارونی گذاشتند بعد مادرجون و عمه فاطمه اومدن و وسایل شما رو دیدن و کلی ذوق کردن بعد مادرجون گفت حالا این وسایل و اینجا گذاشتی اتاق خوابتون پر عکس عمو سعیدش چطوری ببینه منم گفتم عکسشو نشونش میدیم بعد مادرجون برداشت و...
نویسنده :
مامان جوجو
8:45



